خلاصه
پسر بچه ي دوازده ساله اي به نام «جاش باسکين» (ماسکو)، در يک کارناوال از ماشين آرزو مي خواهد که بزرگ شود. پس از شبي توفاني، «جاش» بيدار مي شود و خود را يک مرد سي و پنج ساله (هنکس) مي يابد...
پیشنهاد برای شما
2 دیدگاه
دیدگاه شما ثبت شد و بعد از تایید نمایش داده میشود!
ثبت دیدگاه شما ممکن نشد
خیلی قشنگ بود❤️
عالیه