خلاصه
دی جی، چاودر و جنی سه بچه هستند که خانه هایشان در یک خیابان در نزدیکی هم قرار دارد. پدر و مادر دی جی ۱۲ ساله قصد دارند تا تعطیلات آخر هفته را با هم بگذرانند، بنابراین از زی- پرستار بچه- می خواهند تا نزد وی بماند. آنها در بازیهای روزانه خود متوجه می شوند که خانه عجیب و غریبی که انتهای خیابانشان قرار دارد مثل یک موجود زنده است. به اعتقاد دی جی، این خانه هر چیزی را که به او نزدیک میشود می بلعد. بچه ها در آغاز حرف دی جی را باور نمی کنند؛ اما …
بازیگران
پیشنهاد برای شما
10 دیدگاه
دیدگاه شما ثبت شد و بعد از تایید نمایش داده میشود!
ثبت دیدگاه شما ممکن نشد
بد نبود
عالی
هیچکدوم از دیالوگا و سکانسا مناسب بچه ها نبود😂
یادش بخیر :)) مورد علاقم بود
عجب دورانی بود یادش بخیر😉
دارک بود مخصوصا اونجایی که فهمیدم اون پیرمرد به خاطر محافظت از اون بچه ها این کارا رو میکرد 😥💔
عالی
یکی از ترس های بچگی های من 😂😂😂😂😂
😍♥️
یادش بخیر 🙄😐